| آرشیو ماهنامه شماره 68 |
بعداً، همین حالاست!
هرکجایی که هستیم، چیزی برای یادگرفتن –هم- هست؛
و همیشهی خدا، کاری برای کردن:
تا چشم کار میکند، فُرصت و فراوانیست. فرصتهایی انباشته و فراهم.
فرصتهایی پوشیده و پیدا... فقط کافیست چشم بگردانیم و چشماندازی
درست و بههنگام را، پیشِ چشمان خویش به تصویر بکشانیم.
هیچوقت نگویید: «بگذار، زمانِ مناسب فرا برسد!»
زمان مناسب، همیشه پیشِ رویِ ماست. زمانِ مناسب، همین زمانیست
که درآنیم. آنکه منتظر فُرصت میماند، هیچگاه، به فرصتی مناسب
نمیتواند رسید.
فرصت را، باید ساخت. فُرصت را، باید تولید کرد. فُرصتآفرینی، هُنر
تداومبخشیدن به «لحظهی اکنون» است.
در اندیشهی «بعداً» نباشید، «همین حالا» را دریابید:بعداً، همین حالاست!...
***
برای اینکه بهتر ببینیم، گاهی لازم است که چشمانمان را –هم، حتا
کاملاً ببندیم:
خواب، برای بیداری؛
ماندن، برای رهاشدن از واماندگی؛
و درنگ و تأمل و «توقف» بهخاطرِ درک و دانایی و «وقوف»...
روزمرّگی، بُنبستِ زندگیست.
در شورهزارِ روزمرگیهایِ بیطراوت، نمیشود بذر خلاقیت و شکوفایی را،
به باروری نشاند.
خورشید، در هر روز، پیامآورِ تازگیهاست.
کارِ خدا، تکراری نیست؛
و انسان –و جامعهی انسانی- اگر که بخواهد از اینهمه تنگنا و تنهایی و
آشفتهحالی رهایی یابد، هیچ چارهای ندارد
مگر آنکه به خود آید و به خویشتن فرارسد و راهحلِ تازهای –به دور از
روزمرگیهای معمول و تکراری- برای دردهایِ درون و بیرونِ خویش
بیابد و دست و پا کند.
خیلی کارها هست؛
خیلی کارها هست که شدنیست.
فقط باید «تصمیم» گرفت و برخاست و آستینهایِ کاربری و عملیاتی و
کاراییِ خویشتن را بالا زد. تصمیمگیری، مثلِ ماهیگیریست؛
در رودخانهها، اگرچه ماهی فراوانست؛ اما مگر همه میتوانند ماهیگیرانِ
خوبی –هم- باشند؟!ا
گر زندگی، چیز زیادی به شما نداده است،
بهخاطر اینست که خویشتن، چیز زیادی از او نخواستهاید!
در روزهایِ تکراری و واپسماندگی، نه خبری از نوآوری و بهرهوری و
برخورداریست و نه اثری از شکوفایی و بارآوری.
این تصمیمِ انسانست، که اوضاعِ انسان و جهان را، عوض میکند.
آدمهایِ «ببینم چه میشود!»، هیچگاه، بههیچ دردی نمیخورند.
فقط آنهایی که «مهارِ» زمان و زندگی را، بهدرستی، میتوانند در دست
بگیرند؛
خواهند توانست به «مهارتِ» فُرصتآفرینی و نوسازیِ زندگانی فرارسند.
آری:
خیلی کارهاست که شدنیست؛
زندگیتان را، از نو، طراحی کنید. همین حالا. همین حالایی که درآنید.
«همین حالا» را، اگر درنیابیم؛ هیچ «بعداً» ی، در انتظارمان نخواهد بود:
«بعداً»، «همین حالا»ست!
دکتر ابوالقاسم حسینجانی
| نظر ها |
|
