به سایت ماهنامه شادکامی و موفقیت خوش آمدید
تازه ترین شماره ماهنمه شادکامی منتشر شد
برای اشتراک در ماهنامه فرم اشتراک را ارسال نمایید
تلفنهای دفتر ماهنامه:9-88208666
شاد، موفق و پر انرژی باشید. برای استفاده از امکانات سایت لطفا عضو شوید.
آرشیو ماهنامه شماره 68

چگونگی رفتار با کودکان در بدو ورود به دبستان

آموزش و تربیت فرزندان در دوره‌‌ی ابتدایی، از حساسیت‌ خاصی برخوردار است زیرا با ورود کودک به مدرسه، دوره‌ی جدیدی از تربیت آغاز می‌گردد که رشد و شکوفایی استعدادها و خلاقیت‌ها و نیز اجتماعی شدن و آشنایی با هنجارها و ارزش‌های جامعه را به‌همراه دارد. از این‌رو باید توانایی مادران و پدران در امر تعلیم و تربیت فرزندان‌شان افزایش یابد که تحقق این خواسته، جز با گسترش آموزش والدین امکان‌پذیر نیست.

به‌طور معمول از حدود 6 تا 11‌سالگی که دوره‌ی سوم کودکی نامیده می‌شود، تغییرات شگرف و رشد سریع از نظر جسمانی و توانایی‌های ذهنی و روانی همراه با قابلیت‌های اجتماعی در او به‌وجود می‌آید.

هم‌چنین کسب دانش در زمینه‌ی رشد، ما را قادر می‌سازد تا معیارها و تلاش‌هایی برای سنجش ابعاد مختلف رشد، تدارک ببینیم و به کمک آن‌ها بتوانیم ویژگی‌های یک کودک به‌هنجار را تعریف کنیم.

رشد رفتار و شخصیت کودک، معلول عوامل مختلفی‌ست؛ عوامل ژنتیکی، زیستی، روانی و اجتماعی که به‌طور معمول تحت عنوان عوامل ارثی و محیطی مورد بحث قرارمی‌گیرد. تأثیر متقابل این دو عامل، به‌حدی‌ست که تعیین سهم هریک در ایجاد رفتاری خاص، کار دشواری می‌باشد.

طبقه‌بندی ابعاد رشد کودکان در دوره‌ی ابتدایی

الف) رشد جسمانی

در این دوره سرعت رشد جسمانی کودک، کاهش می‌یابد. تا حدود 10‌سالگی به‌طور معمول پسرها کمی بلندتر از دخترها هستند و از آن به‌ بعد تا 15سالگی، دخترها کمی بلندتر از پسرها می‌شوند. میزان رشد قد دختران از 9سالگی و پسران از 12سالگی، سرعت می‌یابد. کودکان در این دوره دارای انرژی بیش‌تری برای کشف، ارتباط با دیگران و کسب مهارت و دانش هستند. بافت عضلانی آنان، قدرت بیش‌تری یافته و نیرومندتر می‌شوند. بدیهی‌ست که رشد جسمانی همه‌ی کودکان، یکنواخت نیست و در میان آنان تفاوت‌‌های فردی وجود دارد، یعنی برخی لاغر و بلندقامت و برخی چاق و کوتاه‌قد هستند. در این دوره، کودک از هماهنگی حرکتی بیش‌تری برخوردار می‌شود.

ب) رشد ذهنی

کودک در این دوره از طریق تجربه‌های ذهنی و حواس خود، برای درک و شناخت هرچه بهتر، به جست‌وجو پرداخته و یافته‌های خویش را برای ارزیابی، استدلال و تفکر، در حافظه‌ ذخیره می‌کند. با افزایش وسعت تفکر که به‌طور عمده با سعی و تلاش کودک انجام می‌گیرد، کودک به عمق کاری که انجام می‌دهد، می‌نگرد و آن‌را طبقه‌بندی و تفکیک نموده و به‌جای توجه به ظاهر اشیاء، از اشارات به‌خوبی استفاده می‌نماید، درنتیجه شناخت کودک از چهره‌ی دنیا، مردم درون آن و روابط بین آنان، بیش‌تر و باثبات‌تر می‌گردد.

حافظه‌ی کودک، به‌ویژه در حدود 9سالگی، بسیار قوی‌ست و تمرین و تکرار مطالب، بهترین و مفیدترین راه به‌خاطر سپردن آن‌ها می‌باشد. در سال‌های اول دبستان، کودک به سازمان‌دهی، طبقه‌بندی و ارزیابی مطالب برای فراگیری ادامه‌ می‌دهد و به این طریق، حافظه‌ی خود را تقویت می‌کند.

 انگیزه‌ نیز عامل بسیار مهمی در به‌خاطر سپردن مطالب است. کودک آن‌چه را برایش مهم است، بیش‌تر به‌خاطر می‌سپارد. علاوه‌بر آن، محیط آرام و بدون استرس نیز برای حفظ کردن و به یادآوردن مطالب، حائز اهمیت است.

تفکر و زبان کودک دبستانی، رشد قابل ملاحظه‌ای می‌یابد و تبدیل به ابزاری قدرتمند برای حل مسائل می‌گردد. تفاوت این دوره با دوره‌ی قبل، درحقیقت فاصله‌ای‌ست که بین تصورات و تخیلات با واقعیت‌ها وجود دارد.

ج) رشد اجتماعی

رسیدن به سن دبستان برای کودک، به‌منزله‌ی ورود به یک دنیای جدید و گسترده و دست‌یابی به یک شبکه‌ی ارتباطات اجتماعی‌ست. رشد کودک از جهات مختلف جسمانی، ذهنی و روانی، با عوامل گوناگونی مانند خانه، مدرسه، همسایگان، گروه همسالان و اجتماع، تعامل و ارتباط دارد که این امر به پیشرفت و تکامل او می‌انجامد.

موفقیت در این دوره، مستلزم آگاهی کودک از شوق و شعفی‌ست که از انجام یک کار مفید و صحیح در او پدید می‌آید. او از این‌که می‌تواند کار خاصی را مانند انجام تکالیف درسی، ورزش، خواندن و نوشتن و هنر، با سعی و تلاش و جدیت انجام دهد، احساس ارزشمندی و خودکفایی می‌کند؛ چنان‌چه این احساس سعی و کوشش، در این دوره نتواند به حد کافی رشد کند، برای کودک، بسیار زیان‌آور است و احساس حقارت در او پدید می‌آید.

به‌واسطه‌ی رشد توانایی‌های ذهنی، کودک طبیعتاً درگیری بیش‌تری با محیط خود پیدا می‌کند و برخی از انگیزه‌هایش، تقویت و برخی دیگر، ضعیف می‌شود. چنان‌چه انتظارات محیط از او شدید، ناگهانی و مبهم باشد و یا کودک از لحاظ روانی، جسمانی، اجتماعی و ذهنی آمادگی‌ کافی برای تحمل فشارهای محیط را نداشته باشد، بی‌شک عوارض روانی و تضادهای غیرقابل جبرانی در او پدید می‌آید.

در این دوره، کودک با مسائل گوناگونی ازجمله رشد مهارت‌های مختلف در زمینه‌های گوناگون، یادگیری روش‌های مقابله و داد و ستد اجتماعی با همسالان، همانندسازی و ارتباط با بزرگسالانی غیر از پدر و مادر در مدرسه، افزایش خودمختاری و استقلال رشد وجدان و معیارهای اخلاقی، مواجه می‌گردد و آن‌ها را تجربه می‌کند. در این مسیر، محیط‌های زندگی کودک و عوامل گوناگون دیگری نیز در رشد اجتماعی او، نقش اساسی و کلیدی دارند که در زیر به آن‌ها اشاره می‌شود:

- سازگاری با مدرسه: نقش مدرسه در اجتماعی‌کردن کودک، انکارناپذیر است. مدرسه نه‌تنها پاسخ‌های اجتماعی و ذهنی کودک را که قبلاً در خانواده توسط پدر و مادر آموخته شده، تقویت می‌کند، بلکه مهارت‌ها و پاسخ‌های جدید زیادی را نیز به او می‌آموزد و درواقع عملکرد پدر و مادر را در این زمینه‌ها تکمیل می‌کند.

- نقش معلم و مربی: معلم، تأثیرگذارترین عامل در سازگاری و پیشرفت کودک در مدرسه است. رابطه‌ی معلم و شاگرد، عامل اصلی ایجاد انگیزه و اشتیاق در کودک برای مدرسه‌رفتن، یادگیری درس‌ها، کیفیت اجتماعی‌شدن و نگرش مثبت او نسبت به معلمان و کارکنان مدرسه می‌باشد. معلمانی که ضمن رعایت انضباط و اصول منطقی در کلاس، با رفتار محبت‌آمیز و مهربان با شاگردان‌شان رفتار می‌کنند، قدرت ابتکار و خلاقیت آنان را تقویت می‌نمایند.

- نقش همسالان: همسالان نیز مانند معلمان، نقش بسیار مؤثری در رشد اجتماعی کودک دارند. گروه همسالان، به کودک می‌آموزد که چگونه با کودکان هم‌سن خود، رفتار و با آنان ارتباط برقرار کند، پرخاش‌گری و احساس برتری خویش را چگونه بروز دهد و با مشکلات، به چه شکلی برخورد کند تا از آرامش و اطمینان لازم در گروه برخوردار گردد. این فرآیند، به‌ رشد خویشتن‌پنداری کودک کمک می‌کند تا تصویر روشنی از توانایی‌ها، مهارت‌ها و نقاط ضعف خود به‌دست آورد. 

د) رشد عاطفی

عوامل مؤثر در رشد عاطفی- روانی کودک، متعدد و گوناگون هستند که در زیر به مهم‌ترین‌ آن‌ها اشاره می‌شود:

1- روابط پدر و مادر با کودک: این رابطه، یکی از عوامل مهم و مؤثر در شکل‌گیری شخصیت و رشد عاطفی کودک می‌باشد. در این روابط، ابعاد مختلفی مورد توجه است که عبارتند از:

الف) بعد محبت- خصومت: «محبت» به معنای ایجاد محدودیت‌های زیاد حمایتی از کودک و نفوذ بر او، دادن پاسخ مثبت به وابستگی‌ها و رفتار اتکایی، تشویق زیاد و استفاده‌نکردن از تنبیه است. «خصومت» یا عدم پذیرش کودک، دارای ویژگی‌های عکس این حالت‌هاست.

ب) بعد نظارت- خودمختاری: نظارت به معنای ایجاد محدودیت‌های زیاد در رفتار و گفتار کودک، توجه به نظافت او، دقت و مراقبت از منزل و وسایل آن، ساکت‌بودن، مطیع‌بودن و عدم پرخاش‌گری و خشونت نسبت به پدر و مادر می‌باشد. تحقیقات نشان‌‌می‌دهد خصومت پدر و مادر، بر حالات عاطفی و رفتاری کودک، پرخاشگری و سرکشی او تأثیر می‌گذارد و نظارت شدید و محدود نمودن کودک نیز موجب پدید آمدن رفتارهای گوشه‌گیرانه و احساس حقارت در او می‌شود.

2- روابط خواهر و برادر با کودک: کودک ضمن درگیری‌ها و اختلاف‌نظرهای احتمالی با خواهر و برادر، بسیاری از خصوصیات آنان مانند صداقت، صمیمیت، نوع‌دوستی، کمک و همیاری، رقابت و حسادت را می‌آموزد.

و) رشد اخلاقی

رشد اخلاقی کودک در این دوره، درنتیجه‌ی سازگاری با مقررات و حساسیت اجتماعی به‌دست می‌آید. کودک مقررات و قوانین خانه، مدرسه و شبکه‌ی اجتماعی را به‌تدریج فرامی‌گیرد و توسط ارتباط و بازی با همسالان، آن را توسعه می‌دهد. دلیل و منطق، تنبیه، تشویق و الگوسازی، در پیروی از مقررات، مؤثر است. کودکان تفاوت بین قواعد اخلاقی و قراردادهای اجتماعی را تشخیص می‌دهند و با تمرین مهارت‌های ارتباطی به‌ویژه کلامی و ایفای نقش، می‌توانند حساسیت اجتماعی خود را افزایش دهند.

تهیه و تنظیم: فریده سوداگری 

نظر ها
جستجو
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."