| آرشیو ماهنامه شماره 68 |
سرتو از لاک بیار بیرون!
هرکس ممکن است در زندگی و روابطش با دیگران، دچار اشتباهاتی شود. این اشتباهات برای گروهی، اصلاً اهمیتی ندارد و طوری رفتار میکنند که گویی آب از آب تکان نخورده! شاید اینطور فکر کنند که این عمل اشتباه، حال چه بزرگ و چه کوچک، اتفاق افتاده و طرف مقابلشان، حق ندارد ناراحت شود، چه برسد به اینکه از خود، واکنشی هم نشاندهد! این افراد، نهایت بیانصافی را در روابطشان بهخرج میدهند. هرچند که عذرخواهی، جبران گذشته را نمیکند، اما دستکم شاید باعث تسلیخاطر طرف مقابلشان شود و کمکی باشد برای کمرنگترکردن عمل اشتباه.
اما باید قبول کنیم که بدترین اتفاق، برای کسی میافتد که در مورد او اشتباه شده است. شاید خیلی راحت پیشنهاد کنید که بخشش و گذشت، بهترین راهحل است. البته در اینکه بهترین و تنهاترین راهحل، بخشش است، شکی نیست اما ما انسانها اصولاً به چند دلیل، سعیمیکنیم بهخاطر کار اشتباه دیگران، خود را در عذاب نگهداریم اما دیگران را نبخشیم.
اول اینکه فکر میکنیم اگر طرف مقابلمان را ببخشیم، ممکن است دوباره همان اشتباه، تکرار شود، بنابراین نمیبخشیم تا به خیال خودمان، راهی برای ازسرگیری روابط وجود نداشته باشد اما نتیجهی بخشش، این خواهد بود که در رابطه با کسی که ما را آزرده ساخته، این فرصت را خواهیم داشت که وارد گفتوگو شویم و او را متوجه اشتباهش کنیم تا آن عمل را دوباره تکرار نکند. مطمئن باشید که اگر طرف مقابلتان در ظاهر، اشتباهش را نپذیرفت، در باطن و نزد وجدان خود، معترف به اشتباهش خواهد بود.
البته شما مختارید که ببخشید یا قهر کنید و هرگز هیچ حرفی نزنید اما در اینصورت، باز هم شما بازندهی این رابطه هستید؛ یکبار، وقتی با شما بدرفتاری کردهاند و یکبار هم با حرف نزدنتان. مطمئن باشید که با قهرتان، کسی که باعث آزار شما شده، حق بهجانبتر از همیشه، به کارهای قبلی خود میپردازد و اگر خیلی لطفش شامل حالتان شود، شما را انسانی زودرنج تلقی خواهد کرد که لایق بدرفتاری هستید!
دلیل دوم این است که وقتی کسی که باعث آزارمان شده را نمیبخشیم، تنها حسی که میتوانیم نسبت به او داشته باشیم، نفرت و خشم است. تصور میکنیم وقتی عصبانی هستیم، انرژی لازم برای تغییردادن اوضاع در آینده را بهدست میآوریم. شاید فکر کنید کسانی که از تقصیرات دیگران میگذرند و بهراحتی میبخشند، آدمهای خوشخیالی هستند که فقط برای فرار از مشکلات و دردسرها، از کنار مسائل ردمیشوند اما این واقعیت ندارد. وقتی تلاش میکنیم با قهر، عصبانیت و نفرت، دیگران را متوجه اشتباهشان کنیم، درواقع خود را گرفتار یک کینهی دیرینه میکنیم و فرصت هرگونه فکرکردن و مثبتاندیشی را از خود میگیریم. سعیکنیم انسانهای سخاوتمندی باشیم و از اشتباهات دیگران بگذریم.
چه ببخشید و چه نبخشید، هر نشانه و علامتی میتواند خاطراتی را در ذهن شما زنده کند. حال اگر تصمیمگرفته باشید که ببخشید، ذهنتان بهصورت خودکار، اینرا به شما یادآوری خواهد کرد که او را بخشیدهاید و دلیلی برای تجزیه و تحلیل دوباره وجود ندارد و درواقع به اینترتیب، با بخشیدن، یک سد دفاعی در مقابل افکار مزاحمتان ایجاد میکنید اما اگر نتوانید گذشت کنید، بارها و بارها مسائل و خاطرات گذشته را برای خودتان تکرار میکنید و مدام بهدنبال این هستید که چرا این اتفاق برای شما افتاد؟ آیا واقعاً مستحق چنین برخوردی بودید؟ و بدون اینکه به پاسخی برسید، فقط کینه و نفرت را در دل خود ریشهدارتر میکنید.
متأسفانه ما انسانها هنگام مرگ، به فکر بخشیدن همدیگر و طلب بخشش میافتیم اما آیا حیف نیست عمری را با نفرت بگذرانیم و هنگام مرگ و جدایی، به فکر گذشت بیفتیم؟!
اعظم دانشجو
| نظر ها |
|
