به سایت ماهنامه شادکامی و موفقیت خوش آمدید
تازه ترین شماره ماهنمه شادکامی منتشر شد
برای اشتراک در ماهنامه فرم اشتراک را ارسال نمایید
تلفنهای دفتر ماهنامه:9-88208666
شاد، موفق و پر انرژی باشید. برای استفاده از امکانات سایت لطفا عضو شوید.
آرشیو ماهنامه شماره 68

احساس یا ادراک؟!

آیا تا به‌حال از خود پرسیده‌اید که چرا افراد مختلف به موضوع واحدی نگاه می‌کنند اما برداشت‌های متفاوتی از آن دارند؟ هنگامی‌که اشخاص در معرض اطلاعات، وضعیت‌‌ها یا رخ‌دادهای واحد قرارمی‌گیرند اغلب، واکنش‌های کاملاً متفاوتی از خود نشان‌می‌دهند و هرکس مایل است نظر خود را درست بداند. برای وارد شدن در این بحث لازم است با دو اصطلاح «احساس» و «ادراک» آشنا شویم:

منظور از احساس، اغلب همان حواس پنج‌گانه می‌باشد که انسان توسط آن، رنگ‌ها، صداها، شکل اجسام و اشیاء، بوها و مزه‌ها را تشخیص می‌‌دهد. این حواس در میان انسان‌ها مشترک است اما ادراک، مفهومی عمیق‌تر و پیچیده‌تر از احساس دارد؛ بدین‌معنا که انسان پس از کسب اطلاعات مختلف توسط گیرنده‌های حسی شروع به تفسیر و پردازش آن‌ها می‌کند. بنابراین می‌توان گفت که رفتار مردم به نوع ادراک، پنداشت یا برداشت آنان بستگی دارد. احساس، فرآیند جذب داده‌ها از محیط و ادراک فرآیند طبقه‌بندی و تفسیر آن است و در دنیای واقعی اثبات شده که انسان‌ها براساس واقعیات تصمیم‌نمی‌گیرند بلکه براساس ادراک خود از واقعیت تصمیم‌می‌گیرند؛ پس می‌توان گفت که انسان‌ها در مرحله‌ی احساس با یکدیگر تشابه دارند، یعنی همه‌ی پدیده‌ها را به یک‌صورت می‌بینند یا می‌شنوند اما در مرحله‌‌ی‌ ادراک با یکدیگر تفاوت دارند. 

اثر ادراک بر رفتار:

اندیشه‌ی اصلی در رویکردشناختی از جنبه‌ی روان‌شناسی اجتماعی، آن است که رفتار یک شخص بستگی به شیو‌ه‌ی درک او از موقعیت‌های اجتماعی دارد. مردم خودبه‌خود تصورات، افکار و باورهای خود درباره‌ی یک موقعیت اجتماعی را به‌صورت‌های ساده و معنی‌داری سازمان‌می‌دهند؛ درست همان‌گونه که اشیاء را به‌صورت طبقات مختلف چیدمان می‌کنند. هرقدر هم که موقعیت آشفته و درهم‌ریخته باشد، مردم نظم و سازمان به آن می‌بخشند و این سازمان‌دادن یعنی ادراک و تفسیر جهان، چگونگی رفتار آنان را در موقعیت‌های اجتماعی تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد. 

عوامل مهمی که بر ادراک اثر می‌گذارد:

1- پیش‌فهم یا پیش‌دانسته: درک انسان از پدیده‌ها همیشه بر یک پیش‌فهم و پیش‌دانسته استوار و با به‌کارگیری آن آغاز می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند افکار و شناخت‌های خود را از عدم به‌وجود آورد و به آن‌ها شکل و سامان بخشد. پیش‌فهم یا پیش‌دانسته که برخی، آن را «قالب‌های ذهنی» یا «هویت فکری» نامیده‌اند، مفروضات پایه و حک‌شده در ذهن، اعتقادات عمومی یا برداشت‌های کلی ماست که به‌طور ناخودآگاه بر درک و فهم ما از جهان و افعال و اقدامات ما اثر می‌گذارد. در مورد نحوه‌ی شکل‌گیری قالب‌های ذهنی یا پیش‌فهم‌ها می‌توان گفت که مغز انسان به‌گونه‌ای ساخته شده که هر زمان، اطلاعاتی از حواس مختلف از طریق سیستم عصبی وارد ذهن شود، به یک‌صورت ذهنی تبدیل می‌شود و در سطح ذهن هوشیار انسان نقش می‌بندد، بنابراین تمامی صداها، رایحه‌ها، مناظر، اشیاء و... در ذهن انسان تبدیل به‌صورتی ذهنی می‌شود و این «صور ذهنی» در حافظه‌ ذخیره و نگه‌داری می‌شود تا هر زمان‌که لازم باشد، از آن‌ها استفاده گردد.

2- تجربه‌ی گذشته: تجربه‌ی گذشته به آدمی آموخته که وقایع و حوادث را به‌طور نمونه‌ای ادراک کند. اگرچه دو حادثه نمی‌تواند دقیقاً یکسان باشد اما رخدادی که در گذشته دیده شده است، آدمی را وامی‌دارد که همان را دوباره ببیند. تجربیات گذشته‌ی هر شخص می‌تواند کانون توجه او را محدود نماید. انسان چیزهایی را درک می‌کند که می‌تواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند اما در بسیاری موارد، تجربیات گذشته به‌گونه‌ای عمل می‌کند که رغبت شخص به آن چیز کم می‌شود یا از بین می‌رود. نیازهای ارضا نشده یا انگیزه‌ها، افراد را تحریک می‌کنند و بر ادراک آنان اثرات بسیار شدیدی می‌گذارند. انگیزه‌ها، چراهای رفتار هستند؛ آن‌ها موجب آغاز و ادامه‌ی فعالیت می‌شوند و جهت کلی رفتار یک فرد را تعیین می‌کنند.

3- انگیزش: هنگامی‌که شخص گرسنه‌ای در حال رانندگی‌ست، هرچه گرسنه‌تر می‌شود، تابلو تبلیغات رستوران‌ها بیش‌تر توجه‌اش را جلب‌می‌کند. در مطالعه‌ای، از کودکان خواسته ‌شد تا اندازه‌ی سکه‌های مختلف را تشریح کنند. کودکان خانواده‌های کم‌درآمد، اندازه‌ی سکه‌ها را به‌طور قابل‌توجهی بزرگ‌تر ادراک کرده‌ بودند تا کودکان خانواده‌های ثروتمند. هم‌چنین، هنگامی‌که آدمی خشمگین یا غمگین است، فرآیندهای ادراکی می‌تواند تحریف شده و اظهارنظرهای ساده‌ی افراد، به‌طور جدی سوء‌تعبیر شود.

4- علاقه و رغبت: چون علاقه و رغبت افراد نسبت به یکدیگر، بسیار متفاوت است، بنابراین در موقعیتی خاص، آن‌چه که یک شخص بدان توجه دارد، از چیزی که دیگران آن‌را تفسیر می‌کنند، متفاوت است. اگر انسان به فهمیدن یک موضوع، علاقه‌مند نباشد، کوششی برای درک آن نمی‌کند. ادراک مانند هر عمل ارادی دیگر، از علاقه ناشی می‌شود و به‌منظور رسیدن به هدف انجام می‌گیرد. تجربه نشان‌می‌دهد که در محیط‌های شلوغ و پر از اشیای گوناگون، آن‌دسته از اشیاء درک می‌شوند که شخص به آن‌ها علاقه‌مند است. هراندازه علاقه‌ی شخص به شئ خاصی زیادتر باشد، آن ‌را با دقت و شفافیت بیش‌تری درک خواهد کرد. نگرش‌ها، علایق، تمایلات و آرزوها موجب می‌شود تا فرد به‌دنبال چیزی بگردد که آرزوی دیدنش را دارد. برای نمونه اگر نظر معلم درباره‌ی یک شاگرد مثبت باشد، در ورقه‌ی او به‌دنبال شاخص‌هایی خواهد بود که براساس آن‌ها می‌تواند نمره‌ی خوبی به او بدهد، اما اگر نظر او نسبت به شاگردی منفی باشد، بدین‌معنا که او را به‌عنوان شاگرد تنبل بشناسد، شاخص‌هایی در ورقه‌ی او جست‌وجو خواهد کرد که حکایت از ضعف شاگرد دارد.

5- انتظارات: انتظارات می‌توانند نوع ادراک، پنداشت یا برداشت شخص را تغییر دهند؛ به این معنی که هرکس همان‌چیزی را خواهد دید که انتظار دیدنش را دارد. اگر شخصی انتظار داشته باشد که حساب‌داران، افرادی بسیار دقیق و جوانان، بلندپرواز و مدیران، افرادی انسان‌دوست و مردم‌دار باشند، در این‌صورت (صرف‌نظر از ویژگی‌های واقعی آن افراد) آنان را همان‌گونه خواهد دید. انتظارات آدمی از تجربیات گذشته شکل‌می‌گیرد و این انتظارات بر ادراکات جاری فرد اثر می‌گذارد؛ یعنی دستگاه ادراکی هرکس طوری تنظیم شده که هر رخ‌دادی را به‌شیوه‌ای خاص درک می‌کند. به‌عبارتی، آدمیان آن‌چه را می‌بینند که انتظار دیدنش را دارند. 

حمیدرضا مرادی - کارشناس‌ارشد مدیریت و مدرس کارآفرینی

نظر ها
جستجو
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."